طبق نظر تاریخ و گواهی سیره و زندگانی حجر بن عدی او از چهره های منوّر تاریخ اسلام و از شخصیت های پر فروغ تاریخ تشیّع است. او هنوز در سنین جوانی بود که به محضر پیامبر خدا درآمد و اسلام آورد. دنیا گریزی، زهد، نمازگزاری و روزهداریِ بسیار، سلحشوری و رزمآوری، شرافت و کرامت و درستکاری و عبادت، از ویژگیهای اوست. او در عینیت بخشیدن به حاکمیت مولاعلیه السلام از هیچ کوششی دریغ نکرد و بدین سان، از اصحاب ویژه و پیروان مطیع مولا به شمار رفت.(1)
او در نبردهای علی علیه السلام شرکت داشت. در جمل، فرمانده سواره نظام کِندیان بود و در صفّین، فرماندهی قبیله خود را به عهده داشت و در نهروان، جناح چپ و یا راست سپاه مولاعلیه السلام را فرماندهی میکرد. او زبانی گویا و کلامی نافذ داشت. به بلاغتْ سخن میگفت و با فصاحت، حقایق را بیان مینمود. سخنان زیبا و بیدارگر او درباره جایگاه والای علی علیه السلام نشانی است از این حقیقت.(2)
پیشگویی امام علی در مورد حجر بن عدی
در کتاب وقعة صِفّین به نقل از عبد اللَّه بن شریک آمده است که حجر به امیر المومنین علی(ع) گفت: ای امیر مؤمنان! ما زادگانِ جنگ و اهل آنیم که آن را بارور کرده و پیروزمندانه به پایان میبریم. جنگ، ما را آزموده و ما نیز جنگ را آزمودهایم. ما یارانی با لیاقت و قبیلهای پرشمار و نظری سنجیده و قدرتی شایسته داریم.
زماممان در دست توست و گوش به فرمان تو و مطیع تو ایم. اگر به شرقْ رو کنی، به شرق میرویم و اگر به غربْ روانه شوی، به غرب میرویم و هر فرمانی دهی، انجام میدهیم.
علی علیه السلام فرمود: «آیا همه قومت نظری چون تو دارند؟».
گفت: از آنان جز نیکی و زیبایی ندیدهام و این دست فرمانبرداری و اطاعت و پاسخ مثبت من[ به نمایندگی] از سوی آنهاست».
پس علی علیه السلام او را ستود.
امام علی علیه السلام در مورد حجر فرمودند: ای اهل کوفه! به زودی هفت تن از نیکان برگزیده شما در میان شما کشته میشوند که مَثَل آنان، همچون اصحاب اُخدود است و حجر بن اَدبَر و یارانش جزو آناناند.(3)
دفاع حجر از ولایت
در الأغانی به نقل از مُجالد بن سعید همْدانی و صقعب بن زُهَیر و فُضَیل بن خدیج و حسن بن عُقْبه مرادی آمده است:
چون مغیرة بن شعبه، فرماندار کوفه شد، بر منبر میرفت و علی بن ابی طالب علیه السلام و پیروانش را نکوهش میکرد و به آنان طعنه میزد و قاتلان عثمان را نفرین مینمود و برای عثمان، آمرزش میطلبید و او را [ از انتقادها] مبرّا میشمرد.
حجر بن عدی هم برمیخاست و میگفت: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُونُواْ قَوَّ مِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَآءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَی أَنفُسِکُمْ »(4)
ای مؤمنان! هماره به عدالت برخیزید و برای خدا شهادت دهید، هر چند به زیان خودتان باشد.
من شهادت میدهم که کسی که نکوهشش میکنید، از آن که میستاییدش، به برتری سزاوارتر است، و کسی که او را میستایید، به نکوهشْ سزاوارتر است تا آن که بر او عیب مینهید.
حجر در سال 50 ه.ق یا 52 یا 53 توسط زیاد بن ابیه به جرم مخالفت بر علیه حکومت دستگیر گشت. زیاد او و 6 نفر از یارانش را به نزد معاویه فرستاد، خلیفه {معاویه} نیز دستور داد، هدبه بن فیاض دستان آنها را بسته و در همان محله «مرج عذرا» که خود حجر فاتح آن بود، گردنش را قطع کنند، پیکر پاک او را در همان سرزمین به خاک سپردند. او اولین شهید اسلام بود، که با دستان بسته به شهادت رسید.
واکنش امام حسین(ع) به شهادت حجر
خبر شهادت حجر و همرزمانش، بازتاب وسیعی در جامعه داشت که شدیدترین اعتراض به این اقدام را امام حسین(علیه السلام) علیه معاویه انجام داد. در این بین، عایشه نیز که از عظمت مقام حجر نزد پیامبر خدا(ص) آگاه بود معترض بود و شخصى را نزد معاویه فرستاده بود تا مانع کشتن حجر شود اما کار از کار گذشته بود. عایشه به معاویه گفت: از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: «پس از من، هفت نفر کشته مى شوند که خدا و اهل آسمان از قتل آنان، خشمگین خواهند شد.»
گویند معاویه، هنگام مرگ، دچار کابوس ترسناکى شده بود و در حالى که بهشدت دچار تشنج و درد بود تکرار مىکرد: «اى حجر! مؤاخذه و گرفتارى من به خاطر تو طولانى خواهد بود.»
پانوشتها:
1. الطبقات الکبری:217:6، اُسد الغابة:1093:697:1، الأخبار الطوال:224.
2. الجمل:255.
3. تاریخ دمشق:227:12. نیز، ر. ک:مناقب آل أبی طالب:272:2.
4. نساء، آیه 135.
5. کامل بن اثیر، ج 3، ص 472.



نظر شما